ضربان قلبم کیانا،ضربان قلبم کیانا،، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 29 روز سن داره

کیانا یکی یه دونم

ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﺑﺎﺷﻴﺪ...

ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﺑﺎﺷﻴﺪ... ﻫﻤﺎﻥ ﺑﺎﺷﻴﺪ ﻛﻪ ﻣﻲ ﺧﻮاﻫﻴﺪ. اﮔﺮ ﺩﻳﮕﺮاﻥ ﺁﻧﺮا ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪاﺭﻧﺪ, ﺑﮕﺬاﺭﻳﺪ ﻧﺪاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ, " ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﻲ ﻳﻚ اﻧﺘﺨﺎﺏ اﺳﺖ " ﺯﻧﺪﮔﻲ, ﺭاﺿﻲ ﻧﮕﻪ ﺩاﺷﺘﻦ ﻫﻤﻪ ﻧﻴﺴﺖ   ...
13 شهريور 1392

البومی از دلیل بودنم!

کیانای من!با اینکه تازگی ها مامان رو اذیت میکنی با جیغات، با جیغات، با جیغات،... اما عاشقانه میپرستمت و دوست دارم! نازگلم!خدا کنه برای تو بهترین مادر باشم و صبرم در برابر جیغات بیشتر بشه و بی تفاوت بگذرم از جیغ های نازت! کیانا! تک تک سلولهای منی!         دخترک فنی من       شیطنتها اخرسر باعث کبودی لپ های نازکم شد.از پله افتاد و خدارو هزاران بار شکر که اتفاقی بدتر نیوفتاد.   نازگلم تازه از خواب بیدار شده   عروسکم بعد از ریخت و پاش های روزانه حالا شروع به کرم زدن میکنه!   ...
12 شهريور 1392

واکسن یکسال و نیمگی

  دخترک ناز من،ماه آسمونم،خورشید تابان زندگیم،قلب تپنده من،خون در جریان رگهام،خنده روی لبم،امید زندگیم، دوستت دارم الهی که هیچ وقت نه تو  و نه هیچ کوچولوی دیگه ای مریض نشن. دخترم در تاریخ 13/5/92 با 2 رو تاخیر واکسن یکسال و نیمگیش رو زده اینجا عروسکم تب کرده و نمیتونست پاهاش رو تکون بده مدام به من میگفت مامان درد.یعنی مامان پاهام درد میکنه .بمیرم عروسکم تا نبینم درد بکشی.و اشاره میکرد کرد که این سوییشرت رو هم بنداز روی پاهام.روزی که واکسن زد کلا تا صبحش تب داشت و فرداش کمی بهتر بود و خیلی با نمک راه میرفت و کلی ناز میکرد البته واقعا درد داشت الانم هنوز جای واکسنش سفته. ...
15 مرداد 1392

ماه من،کیانا،دوست دارم.

ناز گلم شده طوطی.هرچی بگیم با زبون خودش تکرار میکنه. هرچیزی که داغ باشه میگه باخ به من هم که میگه = مامان،مامانا،مامانی،آله (خاله)،عمی(عمه)،ننه!!!!! دخترک ماه من عاشق پارک.وقتی میریم پارک کلی ذوق میکنه و به هیچ وجه راضی نمیشه که بریم خونه.     اینجا هم نازگلکم شده خانم دکتر     اینجا دخملی مامان  لباسش رو خودش تن کرده،فداش بشم الهی.           دخترک جیگرم از هرجایی که بتونه میره بالا،اینجا هم رفته بالای میز تلویزیون و چون نمیتونه بیاد پایین داره گریه میکنه که من بیارمش پایین.       فدای دستهای...
30 تير 1392

کیانا وجودت گرما بخشه زندگیم شده!

دخترم خیلی خانم شده.به وجودش در کنارم افتخار میکنم،با امید نفس میکشم،با عشق نگاه میکنم. عروسکم با اینکه شیطون شده و دادو اخم های منم اصلا  کار ساز نیست ولی با تمام وجودم دوسش دارم و قلبم فقط برای دختر نازم میتپه! دخمل مامان کلی داره برای مامانش حرف میزنه وقتی منو مامان صدا میزنه قلبم از عشق تند تند میزنه و میخوام غرق بوسش کنم. وقتی یکی به من بگه خاله دخترم بهم میگه آله ، وقتی برادرزاده هام صدام میکنن عمه نازدخترم بهم میگه عمی .بعضی وقتها هم بهم میگه مامانا و جالب اینکه بیشتر بهم میگه ننه !! دیروز هم فرشته مامان کتری برقی همراه با قوریش رو از میز انداخت پایین و شکوند و خدا رحم کرد که اتفاقی برای...
26 تير 1392